اسم مصدر

زینت

(نَ) [ ع. زینه ] (اِمص.) آرایش، آن چه با آن آرایش کنند.

    زیغ

    (زَ) [ ع. ]
    ۱- (مص ل.) میل کردن.
    ۲- میل کردن به سوی پستی و شک.
    ۳- میل کردن از حق.
    ۴- (اِمص.) انحراف از راه راست.
    ۵- شک، ریب.

      زین

      (زَ یا زِ یْ) [ ع. ]
      ۱- (مص ل.) آراستن.
      ۲- (اِمص.) نیکویی.

        زهه

        (زِ هَ یا هِ) (اِمص.) به دست آوردن نتیجه از درآمیختن نر و ماده ؛ نتاج، تخم گیری.

          زهادت

          (زَ دَ) [ ع. زهاده ]
          ۱- (مص ل.) زهد ورزیدن، رغبت نکردن به دنیا.
          ۲- (اِمص.) بی میلی به جهان، پرهیزگاری، پارسایی.

            Scroll to Top