اِ. ص

ایل

[ تر – مغ. ] (اِ. ص.)۱ – دوست، یار، همراه.
۲- رام، مطیع.
۳- طایفه، قبیله. ج. ایلات.

    افژول

    ( اَ )(اِ. ص.)۱ – تحریک، اصرار.۲ – تقاضا.
    ۳- پریشان، پراکنده.

      استاد

      ( اُ ) [ په. ] (اِ. ص.) = اوستاد. اوستا. استا:
      ۱- آموزنده، معلم، آموزگار.
      ۲- مدرس دانشگاه‌ها.
      ۳- حاذق، ماهر، سررشته دار در کاری، چیره دست. ؛~ علم کردن دزدیدن خیاط‌ها از سر پارچه. ؛ ~چسک آن که در کار دیگران بی جهت مداخله کند.
      ۴- خط یا نقطه یا سطحی که آن را مأخذ کار قرار دهند، الگو، دلیل.
      ۵- مقیاس فلزات قیمتی که ملاک مسکوکات محسوب می‌شود.
      ۶- عنوانی بود برای برخی درجه داران در سپاه ینی چری عثمانی.

        اختر

        شمار (~. شُ) (اِ. ص.) ستاره شناس، منجم.

          احداث

          (اَ) [ ع. ] (اِ. ص.) جِ حدث.
          ۱- نوها، تازه‌ها، هر چیز تازه و نو پدید آمده.
          ۲- جوانان.
          ۳- نوعی حقوق دیوانی (در عهد صفویه). ؛ ~ اربعه: حدث‌های چهارگانه: قتل، ازاله بکارت، شکستن دندان و کور کردن. ~ دهر: بلاهای روزگار، پیشامدهای دوران. ~ موجبه وضوء: حدث‌هایی که وضو را باطل می‌کند.

            پیمایش به بالا