اسم مفعول

معجم

(مُ عَ جَّ) [ ع. ] (اِمف.)
۱- کلمه‌ای عربی که با تغییر و تصرفی در زبانی دیگر به کار رفته.
۲- به فارسی درآورده، به پارسی گردانیده.

    معتد

    (مُ تَ دّ) [ ع. ]
    ۱- (اِفا.) در شمار آینده، معدود شونده.
    ۲- از حد درگذرنده.
    ۳- (اِمف.) گمان شده، تخمین زده شده.

      معتل

      (مُ تَ لّ) [ ع. ]
      ۱- (اِمف.) علیل، بیمار.
      ۲- فعل یا اسمی که در آن یکی از حروف علّه – و، ا، ی – وجود داشته باشد.

        معبد

        (مُ عَ بَّ) [ ع. ] (اِمف.)
        ۱- گرامی داشته، مکرم.
        ۲- راه کوفته و هموار.

          Scroll to Top