(~) (ص فا.) حق شناس، شکر – گزار.
(~. گُ) (ص فا.) سپاسدار، شاکر.
(~.) (ص فا.) فرمانده قشون.
(~. کِ) (ص فا.) ۱- شرابخوار. ۲- کسی که کوزه شراب را حمل میکند. ۳- مجازاً، بنده، اسیر.
(~.) (ص فا.) چالاک.
(~.) (ص فا.) تیز و تند.
(یَ دِ) (ص فا.) آن چه که چیزی را میساید و نرم میکند.
(~. ش کَ)(ص فا.) روشن کننده.
[ ع. ] (ص فا.) گدایی کننده، گدا.
(~. کِ) (ص فا.) شرابخوار.