کارمند
(مَ) (ص مر. اِمر.)
۱- آن که کاری دارد.
۲- کسی که در اداره یا مؤسسهای به کار مشغول است، عضو.
۳- کارآمد، لایق.
(مَ) (ص مر. اِمر.)
۱- آن که کاری دارد.
۲- کسی که در اداره یا مؤسسهای به کار مشغول است، عضو.
۳- کارآمد، لایق.
(یِ مُ زّ یَ) [ ع. قائم الزاویه ] (ص مر. اِمر.) شکلی که دارای زاویه قایم باشد، راست زاویه.
(~. نَ سَ) [ ازع. ] (ص مر. اِمر.) ماموری دولتی که موظف به تنظیم فهرست قیمتهای جاری و مسکوکات بود.
(زَ دَ یا دِ) (ص مر. اِمر.) کودکی که به هنگام شیرخوارگی کم شیر خورده لاغر و نزار شده باشد. ج. شیرزدگان.