(~. بُ لَ) (ص مر.) کفشی که پاشنه آن بلند باشد. مق. پاشنه کوتاه.
(~. خا) (ص مر.) کفشی که پاشنه آن بخوابد. مق پاشنه نخواب.
(سَ) (ص مر.) ۱- واسطه. ۲- دلال. ۳- بدقدم.
(بَ) (ص مر.) افسری که مأمور تعویض پُست نگهبانان میباشد.
(~. دِ) (ص مر.) ۱- آب زیرکاه، ناقلا. ۲- بی شرم.
(زَ) (ص مر.) ۱- آن که به پارسی سخن گوید. ۲- فصیح، بلیغ.
(چِ. چِ) (ص مر.) پاره پاره، لخت لخت.
(ص مر.) آن که نگهداری آرد نانوایی با اوست.
(~.) (ص مر.) کنایه از: آدم مردم آزار و مزاحم.
(دَ رِ) [ فا – ع. ] (ص مر.) ۱- سوار. ۲- مهیا برای سفر. ۳- محتضر.