(~. خú) (ص مر.) کنایه از: بخشنده، جوانمرد.
(~. هَ) (ص مر.) دورپرواز، تیری که هدفهای دور را بزند.
(فَ) (ص مر.) آسوده خاطر.
(~. بَ) (ص مر.) فراخ سینه، پهن – سینه.
(فَ. دَ) (ص مر.) ۱- کریم، بخشنده. ۲- توانگر، ثروتمند.
(~. دِ) (ص مر.) نک فراخ بین.
(~.) (ص مر.) ۱- گشاده رو، خوش – رو. ۲- خوش گذران.
(~.) (ص مر.) کسی که رزق و روزی فراوان دارد.
(~.) (ص مر.) آن که در نعمت و راحتی زندگی کند.
(فَ. اَ) (ص مر.)گشاده رو، خوش – رو.