صفت مرکب

سربتو

(سَ. بِ) (ص مر.)
۱- سربه زیر، کم – حرف.
۲- متفکر.
۳- حیله گر.

    سرباز

    (سَ) (ص مر.)
    ۱- هر یک از افراد سپاه و لشکر.
    ۲- چیزی که سرش باز باشد، سرگشاده.
    ۳- جایی که سقف نداشته باشد.

      سرانداز

      (سَ. اَ) (ص مر.)
      ۱- پاکباخته، از جان گذشته.
      ۲- سیاه مست.
      ۳- کسی که از روی ناز و نخوت بخرامد.

        سراسیمه

        (سَ مِ)(ص مر.)= سرآسیمه:هراسان، سرگردان، آشفته و سرگشته، پریشان حال.

          Scroll to Top