صفت نسبی

کاهی

۱ – (ص نسب.) منسوب به کاه.
۲- ساخته شده از کاه.
۳- به رنگ کاه (از مایه‌های رنگ زرد).

    کانی

    (ص نسب.) منسوب به «کان»،
    ۱- معدنی.
    ۲- موادی را گویند که در طبیعت از معدن استخراج می‌شوند و به صورت ترکیبات مختلف هستند و معمولاً عنصر و ماده مفید آنها را پس از تصفیه از ترکیب معدنی خارج می‌کنند؛ ترکیبی که در طبیعت وجود دارد و به همان صورت از معدن استخراج شود.
    ۳- سنگ‌های فلزی معدنی که در معدن با ناخالصی‌های دیگر مخلوط هستند و باید جهت استخراج فلز تصفیه شوند؛ کلوخه، سنگ معدنی.

      کاشی

      ۱ – (اِ.) کاچی، آجر لعاب دار ساده یا نقاشی شده.
      ۲- (ص نسب.) اهل شهر کاشان.

        کاری

        [ په. ] (ص نسب.)
        ۱- فعال، مفید.
        ۲- پهلوان و دلاور جنگی.
        ۳- بسیار مؤثر، کارگر.

          قیمت

          (ق مَ) [ ع. ] (اِ.) ارزش، نرخ. ؛ ~ خون پدر کسی کنایه از: بهای بسیار گزاف. (?(قیمتی (~.) [ ع – فا. ] (ص نسب.) گرانبها، با – ارزش.

            قوهی

            (ص نسب.) = قهستان. قوهستان. کوهستان:
            ۱- منسوب به قهستان.
            ۲- نوعی از قماش و جامه که به احتمال قوی از پنبه ساخته می‌شده و ظاهراً باید از کرباس لطیف مشبک باشد که هنوز هم در حدود طبس می‌بافند و آن را تودار (تابدار) نامند.

              قوزی

              (ص نسب.) = غوزی: گوژپشت، کسی که پشتش برآمدگی غیرطبیعی دارد.

                Scroll to Top