چرکین
(چِ) (ص نسب.) آنچه که چرک آلود و ناپاک باشد.
(چِ) (ص نسب.)
۱- منسوب به چراغان ؛ چراغهای بسیاری که در جشنها و عروسیها روشن کنند.
۲- مجلس شادمانی که در آن چراغهای بسیار روشن کنند.
(~.) (ص نسب.)
۱- منسوب به چتر، مانند چتر.
۲- درخت یا بوتهای که شاخه -های آن مدور و مانند چتر باشد.
۳- زلف گسترده بر روی پیشانی به شکل نیم دایره.
(~.) [ تر – فا. ] (ص نسب.) = چخماخی:
۱- منسوب به چخماق، از سنگ چخماق.
۲- آن که سنگ چخماق دارد یا سنگ چخماق میزند. ؛سبیل ~سبیل تاب داده که از دو سوی به طرف بالا گراییده.
[ ع – فا. ] (ص نسب.)
۱- آن چه در جیب جا میگیرد، مناسب جیب.
۲- قطع کتاب در اندازه ۱۱ * ۵/۱۶ سانتی متر.