عامیانه

الش دگش

(اَ لِ دَ گِ) (اِ.) (عا.)
۱- مبادله.
۲- عمل دو کس که با یکدیگر آمیزش و مباشرت کنند.

    اگزوز

    (اِ زُ) [ انگ. ] (اِ.) = اکزوز:
    ۱- دود حاصل از احتراق بنزین در ماشین.
    ۲- تخلیه.
    ۳- (عا.) تمام مسیر دود مذکور را گویند.

      ال کردن

      (اِ. کَ دَ) (عا.) لاف زدن. ؛~ُ بل کردن قمپز در کردن، ادعای بی مورد داشتن.

        الابختکی

        (اَ لّ بَ تَ) [ ع – فا. ] (ق.) (عا.)= الابختی. الله بختی: از روی تصادف، اتفاقی، تصادفی، شانسکی، بدون فکر.

          الاغ

          ( اُ ) [ تر. ] = اولاغ. اولاق: (اِ.)
          ۱- خر.
          ۲- (عا.) نفهم، احمق (نوعی دشنام).

            الپر

            (اَ پَ) (ص.) (عا.)
            ۱- زرنگ، زیرک.
            ۲- متقلب، پشت هم انداز.

              اعصاب

              ( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ عصب.
              ۱- پی‌ها، عصب‌ها.
              ۲- (عا.) وضع روحی و روانی.

                اسماً

                (اِ مَ ن ú) [ ع. ] (ق.)
                ۱- از جهت نام.
                ۲- (عا.) بدون پشتوانه، بدون اعتبار.

                  اسکلت

                  (اِ کِ لِ) [ فر. ] (اِ.)
                  ۱- داربست یا چارچوبی از استخوان‌های مربوط به هم که به بدن جانوران شکل می‌بخشد، استخوان – بندی (فره).
                  ۲- (عا.) بسیار لاغر.
                  ۳- چهار – چوب.
                  ۴- استخوان بندی تحمل کننده بار ساختمان. ؛ ~ بتونی ویژگی ساختمانی با اسکلت ساخته شده از بتون. ؛ ~ فلزی ویژگی ساختمانی با اسکلت ساخته شده از فلز.

                    پیمایش به بالا