عامیانه

آب باریک

(اِمر.)
۱- آب کم.
۲- درآمد اندک. آب باریکه (کِ) (اِمر.) (عا.) نک آب باریک.

    اوراق

    (اَ) [ ع. ] (اِ.)
    ۱- جِ ورق ؛ برگ‌ها، برگه‌ها.
    ۲- (عا.) کهنه، فرسوده.
    ۳- پریشان احوال، آشفته. ؛~ بهادار برگ‌های سهام، سندهایی که معادل پولی آن را نظام بانکی هر کشور تضمین کرده‌است. ؛~ ِ قرضه برگه‌های بهاداری که دولت یا شرکتی منتشر می‌کند و دارای مدت و نرخ بهره ثابت و معین است.

      اوراق کردن

      (~. کَ دَ) [ ع – فا. ] (مص م.) (عا.)
      ۱- ورق ورق کردن، اجزای چیزی را از هم جدا کردن.
      ۲- با ضربه از پای درآوردن، ناقص کردن.
      ۳- روحاً و جسماً ذلیل و ناتوان کردن.

        اوت

        (اُ) [ انگ. ] (اِ.)
        ۱- خارج از محدوده زمین بازی (ورزش).
        ۲- (عا.) پرت، خارج از حد افتاده.

          انکر

          (اَ کَ) [ ع. ] (ص تف.)
          ۱- زشت تر، ناپسندتر، ناخوشتر.
          ۲- ناشناس تر. ؛ ~الاصوات (عا.) گوشخراش، بدآواز، دارای صدای بد.

            پیمایش به بالا