عامیانه

نیم چرخ

(اِمر.) (عا.) برخاستن از روی زمین نه به کمال به نحوی که بدن خمیده نماید.

    نیم خیز

    (اِمر.) (عا.) برخاستن از روی زمین نه به کمال به نحوی که بدن خمیده نماید.

      نیشگون

      (اِ.) (عا.) گرفتن و فشار دادن پوست و گوشت بدن با دو انگشت شست و اشاره.

        نیزه بندکن

        (~. بَ کُ) (ص فا.) (عا.) = نیزه بندکننده: کسی که با پررویی از مردم چیز ستاند، تیغ زن.

          نیش

          (اِ.)
          ۱- هرچیز نوک تیز.
          ۲- عضوی که حشرات گزنده با آن می‌گزند.
          ۳- (عا.) دهان.

            نی قلیان

            (نِ قَ)
            ۱- (اِمر.) نی ای که از آن قلیان سازند.
            ۲- (ص مر.) (عا.) شخص لاغر اندام.

              نی نی

              (اِ.) (عا.)
              ۱- مردمک چشم.
              ۲- (عا.) عروسک به زبان کودکان
              ۴- بچه کوچولو.

                نونوار

                (نُ. نَ) (ص مر.) (عا.) کسی که تازه به مالی رسیده و به آراستن سر و وضع ظاهر خود پرداخته باشد.

                  پیمایش به بالا