عامیانه

خرفهم

(خَ. فَ) (اِمص.) (عا.) فهماندن به احمق، تفهیم موضوع به بی خرد.

    خرده ریز

    (~.) (اِمر.) (عا.)
    ۱- اشیاء کم ارزش، چیزهای کم فایده یا بیهوده.
    ۲- باقی مانده هر چیز، آشغال.

      خرخره

      (خِ خِ رِ) (اِ.) (عا.) گلو، حنجره. ؛تا ~ زیر قرض بودن کنایه از: بسیار مقروض بودن.

        Scroll to Top