عامیانه

آدم

(دَ) [ ع. ] (اِ.)۱ – نخستین انسان.
۲- (عا.) نوکر. ؛ ~ خود را شناختن از توانایی جسمی یا خصوصیات روحی کسی آگاه شدن.

    آچار فرانسه

    (فَ س ِ) [ تر – فر. ] (اِ.)
    ۱- آچار یک دسته با یک فکِ ثابت و یک فکِ متحرک.
    ۲- (عا.) مجازاً به شخصی گویند که در کارهای مختلف (معمولاً فنی) وارد است.

      آجودان

      [ فر. ] (اِ.)
      ۱- افسری که در خدمت افسر عالی رتبه باشد.
      ۲- (عا.) آژان، مأمور پلیس.

        آب کردن

        (کَ دَ) (مص م.)
        ۱- ذوب کردن.
        ۲- (عا.) به حیله جنس نامرغوب را فروختن.

          آب کشیدن

          (کَ یا کِ دَ) (مص ل.)
          ۱- کشیدن آب از چاه.
          ۲- شستن جامه در آب تا کف ناشی از صابون از بین برود.
          ۳- تطهیر شرعی.
          ۴- (عا.) چرکین شدن زخم در اثر آب آلوده.

            آب لمبو

            (لَ) (ص مر.) (عا.) = آب لنبو:
            ۱- میوه‌ای که در اثر فشردن آبش را از دانه جدا کرده باشند، مانند انار.
            ۲- هرچیز له شده.

              پیمایش به بالا