(تَ صَ عُّ) (مص ل.) بالا رفتن.
(تَ) [ ع. ] (مص ل.) بالا رفتن، صعود کردن.
(تَ) [ ع. ] (مص ل.) دست زدن.
(تَ صَ لُّ) [ ع. ] (مص ل.) سخت شدن.
(تَ صَ لُّ) [ ع. ] (مص ل.) لاف زدن، تملّق گفتن.
(تَ صَ نُّ) [ ع. ] (مص ل.) حالتی را به طور ساختگی به خود گرفتن، ظاهرسازی.
(تَ فُ) [ ع. ] (مص ل.) دست دادن، دست هم رابه هنگام دیدار فشردن.
(تَ) [ ع. ] (مص ل.) با هم دوستی خالصانه کردن.
(تَ لُ) [ ع. ] (مص ل.) با هم آشتی کردن.
(تَ مُ) [ ع. ] (مص ل.) خود را به کری زدن، تظاهر به ناشنوایی کردن.