(پُ تِ دَ. دَ) (مص ل.) حسرت خوردن، افسوس خوردن.
(~. تَ) (مص ل.) همت داشتن.
(~. بِ. ~. دَ) (مص ل.) ۱- متحد شدن. ۲- به هم کمک کردن.
(~. تَ) (مص ل.) ۱- همت داشتن. پشتکار داشتن. ۲- حامی داشتن، پشتوانه داشتن.
(~. دَ) [ فر – فا. ] (مص ل.) کشیک دادن به نوبت.
(~. گَ دَ) (مص ل.) ۱- پایین آمدن. ۲- فرومایه شدن.
(پَ. نَ. کَ دَ) (مص ل.) عقب نشینی کردن.
(پِ دَ) [ په. ] (مص ل.) ۱- جست و جو کردن. ۲- بازپرسیدن. ۳- خواستن، طلب کردن.
رفتن (پَ. رَ تَ)(مص ل.)۱ – عقب رفتن. ۲- تنزل کردن.
(~. اُ دَ) (مص ل.) ۱- عقب افتادن، عقب ماندن. ۲- افتادن به پشت و مردن.