مصدر لازم

پژمردن

(پَ مُ دَ) (مص ل.)۱ – افسردن، غمناک شدن.
۲- پلاسیده شدن.
۳- بی رونق.

    پریدن

    (پَ دَ) (مص ل.)
    ۱- پرواز کردن.
    ۲- برجستن و سوار شدن.
    ۳- جهیدن.
    ۴- تبخیر شدن.

      پرواسیدن

      (پَ دَ) (مص ل.)
      ۱- پرواز کردن.
      ۲- ساختن و پرداختن، فراغ یافتن.
      ۳- لمس کردن، دست مالیدن.

        پرهیزیدن

        (پَ دَ) (مص ل.)
        ۱- دوری جُستن.
        ۲- حفظ کردن.
        ۳- پارسایی کردن.
        ۴- ترسیدن، بیم داشتن.

          Scroll to Top