مصدر لازم

مناحبت

(مُ حِ بَ) [ ع. مناحبه ] (مص ل.)
۱- با هم نزد حاکم رفتن.
۲- بر یکدیگر بالیدن.
۳- گرو بستن.

    مماکست

    (مُ کِ سَ) [ ع. مماکسه ] (مص ل.)
    ۱- چانه زدن در معامله.
    ۲- بخیلی کردن.

      ممارست

      (مُ رَ سَ) [ ع. ممارسه ] (مص ل.) تمرین کردن، به کاری به طور پیوسته پرداختن.

        پیمایش به بالا