(بَ) [ ع. ] (مص ل.) ۱- سخت گرفتن. ۲- خشم راندن. ۳- با خشم حمله کردن.
(بُ) [ ع. ] (مص ل.) ۱- باطل شدن، تباه شدن. ۲- از کار افتادن. ۳- نادرستی، ناچیزی.
(بُ) [ ع. ] (مص ل.) نهان شدن.
(بُ) (مص ل.) درنگ کردن، آهستگی کردن.
(بَ طَ) [ ع. ] (مص ل.) ۱- غرور داشتن. ۲- ناسپاسی کردن. ۳- سرمستی و شادی.
(~. گِ رِ تَ) [ ع – فا. ] (مص ل.) مغرور شدن، سرمست شدن.
(بَ رَ) [ ع. بصاره ] (مص ل.) ۱- بینا شدن. ۲- دقیق دیدن. ۳- روشن بینی.
(بَ عَ) [ ع. ] (مص ل.) ۱- از خوردن غذای بدمزه ناخوش شدن. ۲- بی مزه شدن.
(بِ) [ ع. ] (مص ل.) گشاده رویی، خوشرویی.
(بُ سُ) [ ع. ] (مص ل.) بالیدن، بالا برآوردن، بلند شدن.