مصدر لازم

قال

[ ع. ] (اِ.)
۱- گفتار، سخن.
۲- (مص ل.) گفتن. ؛ ~قول هیاهو، قال و قیل. ؛ ~ و قیل هیاهو، سرو صدا. ؛ ~مقال گفتگو، همهمه. ؛ ~ چیزی را کندن کنایه از: تمام کردن، به پایان رساندن. ؛ ~گذاشتن بیهوده منتظر گذاشتن.

    فیگور گرفتن

    (گِ رِ تَ) [ فر – فا. ] (مص ل.)
    ۱- قیافه گرفتن، تکبر کردن.
    ۲- حالت خاص به خود گرفتن برای نشان دادن عضلات بدن در ورزش بدن سازی.

      فوت شدن

      (فُ. شُ دَ) [ ع – فا. ] (مص ل.)
      ۱- مردن، درگذشتن.
      ۲- از بین رفتن، از دست رفتن.

        پیمایش به بالا