مصدر لازم

علن

(عَ لَ) [ ع. ]
۱- (مص م.) آشکار کردن، پیدا کردن.
۲- (مص ل.) آشکار گردیدن.

    علک

    خاییدن (~. دَ) [ ع – فا. ] (مص ل.)
    ۱- سقز جویدن.
    ۲- کنایه از: بیهوده گفتن.

      عطف

      (عَ طْ) [ ع. ]
      ۱- (مص ل.) مایل شدن به چیزی.
      ۲- کلمه‌ای را به وسیله حرف ربط به کلمه قبلی ربط دادن.
      ۳- شیرازه کتاب.

        عطل

        (عَ طْ یا طَ) [ ع. ] (مص ل.)
        ۱- بی پیرایه گردیدن (زن).
        ۲- بی مال گردیدن.
        ۳- بی ادب گردیدن.
        ۴- بیکار ماندن.

          Scroll to Top