مصدر متعدی

تاب دادن

(دَ) (مص م.)
۱- تافتن، پیچ دادن، خماندن.
۲- زلف و ریسمان و امثال آن را پیچ و خم دادن.
۳- چیزی را در ظرفی فلزی در حرارت آتش بدون آب و روغن سرخ و برشته کردن.
۴- پرتو افکندن، روشن ساختن.

    پیوستن

    (پِ وَ تَ) (مص م.)
    ۱- وصل کردن، اتصال دادن.
    ۲- افزودن، ملحق کردن.
    ۳- وصلت کردن، ازدواج کردن.
    ۴- سرودن، به نظم درآوردن.

      Scroll to Top