مصدر لازم وفق دادن (~. دَ) [ ع – فا. ] ۱- (مص م.) مطابق کردن، سازگار کردن. ۲- (مص ل.) مطابق شدن، سازگار بودن.
مصدر لازم وضو (وُ) [ ع. وضوء ] (مص ل.) آبدست ؛ عمل شستن صورت و دستها به طرز مقرر شرع پیش از نماز، دست نماز.
مصدر لازم وطن کردن (~. کَ دَ) [ ع – فا. ] (مص ل.) ۱- مسکن گرفتن. ۲- جایی را به عنوان میهن انتخاب کردن.
مصدر متعدی وصف (وَ) [ ع. ] (مص م.) بیان کردن، شرح حال و چگونگی چیزی را گفتن. ؛ ~العیش نصف العیش بیان خوشی نصفی از خوشی است.