فقع گشادن
(فَ قَ. گُ دَ) [ معر – فا. ] (مص م.) نک فقاع گشودن.
(فَ کّ) [ ع. ]
۱- (مص م.) جدا کردن دو چیز از هم.
۲- باز کردن، گشودن.
۳- خلاص کردن، رها کردن.
۴- از گرو در آوردن.
۵- لباس درآوردن.
(~. گُ دَ) [ ع – فا. ]
۱- (مص م.) باز کردن سر شیشه شراب.
۲- (مص ل.) کنایه از: آروغ زدن.
۳- لاف زدن.
۴- تمتع بردن.