مصدر

فقدان

(فِ یا فُ) [ ع. ]
۱- (مص م.) گم کردن، از دست دادن.
۲- (مص ل.) گم شدن.

    فک

    (فَ کّ) [ ع. ]
    ۱- (مص م.) جدا کردن دو چیز از هم.
    ۲- باز کردن، گشودن.
    ۳- خلاص کردن، رها کردن.
    ۴- از گرو در آوردن.
    ۵- لباس درآوردن.

      فقاع گشودن

      (~. گُ دَ) [ ع – فا. ]
      ۱- (مص م.) باز کردن سر شیشه شراب.
      ۲- (مص ل.) کنایه از: آروغ زدن.
      ۳- لاف زدن.
      ۴- تمتع بردن.

        فصد

        (فَ صْ) [ ع. ] (مص م.) رگ زدن، خون گرفتن از طریق نیشتر زدن به رگ.

          فسوسیدن

          (فُ دَ) (مص ل.) = افسوسیدن:
          ۱- دریغ و حسرت خوردن.
          ۲- ظرافت نمودن، مسخرگی کردن.

            پیمایش به بالا