مصدر متعدی فرسودن (فَ دَ) ۱- (مص ل.) ساییده شدن. ۲- کهنه و پوسیده شدن. ۳- (مص م.) ساییدن. ۴- کهنه و پوسیده کردن.
مصدر لازم فرصت نگه داشتن (~. نِ گَ. تَ) [ ع – فا. ] (مص ل.)۱ – درنگ کردن، تأنی کردن. ۲- منتظر فرصت مناسب بودن.