(نَ یا نِ وِ تَ) (مص م.) ۱- تحریر کردن. ۲- درنوردیدن، پیچیدن.
(دَ) (مص م.) آشامیدن.
(دَ) (مص ل.) ۱- پژواک، بازگشتن صدا. ۲- فریاد کردن، بانگ کردن.
(نَ وَ) [ ع. ] (مص ل.) جنبش، حرکت، حرکت چیزی در جای خود.
(دَ) (مص م.) نوشانیدن.
(نَ وَ دَ) (مص م.) نک. نوردیدن.
(نَ وَ دَ) (مص م.) ۱- پیچیدن، تا کردن. ۲- پیمودن.
(نَ دَ) (مص م.) ۱- جنباندن. ۲- به گریه و ناله درآوردن.
(~. کَ دَ) (مص م.) میوه نو رسیده خوردن.
(نَ دَ) (مص م.) نواختن و به مراد رسانیدن.