سگالیدن
(س دَ) (مص ل.)
۱- اندیشیدن.
۲- خصومت ورزیدن.
(سَ) [ ع. ] (مص م.)
۱- برکشیدن شمشیر، کارد و غیره.
۲- بریدن رگ.
۳- داغ کردن. مخصوصاً داغ کردن شریان صدغ که درد شقیقه و خیالات و منع نزول آب را نافع است.
(س یا سَ یَ) [ ع. سقایه ]
۱- (اِ.) جای آب دادن یا آب خوردن.
۲- ظرف آب یا شراب.
۳- (مص م.) آب یا شراب به دیگران دادن.