(بَ. تَ) (مص ل.) دوری کردن.
(تَ)(مص ل.)وجهی داشتن، روا بودن.
(دَ) (مص ل.) روا داشتن، صواب دانستن.
(دَ) (مص م.) نک رویانیدن.
(گَ دَ) (مص ل.) پشت کردن، دوری کردن.
(دَ) (مص م.) رشد دادن.
(نُ دَ) (مص ل.) ۱- توجه کردن. ۲- اتفاق افتادن. ۳- در خاطر گذشتن.
(نَ دَ) (مص ل.) ۱- توجه کردن. ۲- واقع شدن.
(نَ دَ) (مص ل.) توجه کردن به جایی.
(تَ) (مص م.) نک روبیدن.