مصدر

حمیه

(حَ مْ یَ) [ ع. حَمیه ] (مص م.)
۱- پرهیز دادن.
۲- آن چه که نگه داشته شود.

    حنین

    (حَ) [ ع. ] (مص ل.)
    ۱- بانگ کردن از شادی یا اندوه.
    ۲- مهر، اشتیاق.

      حمل کردن

      (حَ. کَ دَ) [ ع – فا. ] (مص م.)۱ – بردن چیزی از جایی به جای دیگر.
      ۲- تصور کردن، در وهم افتادن.

        حلول

        (حُ) [ ع. ] (مص ل.)
        ۱- فرود آمدن در جایی، وارد شدن به کسی.
        ۲- داخل شدن روح کسی در کس دیگر.

          پیمایش به بالا