مصدر

جزم

(جَ) [ ع. ] (مص م.)
۱- قطع کردن.
۲- عزم انجام کاری کردن بی تردید.
۳- ساکن گردانیدن آخرین حرف کلمه یا حذف آن براساس قواعد صرفی.

    جریان

    (جَ رَ) [ ع. ] (مص ل.)
    ۱- روان شدن (آب و هر چیز مانند آن).
    ۲- واقع شدن امری.
    ۳- دست به دست شدن پول.

      جرح

      (جَ) [ ع. ] (مص ل.)
      ۱- باطل کردن گواهی و شهادت.
      ۲- زخم زدن، بد گفتن.

        پیمایش به بالا