مصدر

نسخ

(نَ) [ ع. ]
۱- (مص م.) منسوخ ساختن و باطل کردن چیزی.
۲- (مص ل.) تغییر صورت دادن.
۳- یکی از شش خط اختراعی ابن مقله که قرآن را معمولاً با آن خط می‌نویسند.

    نسق

    (نَ) [ ع. ] (مص م.)
    ۱- نظم دادن، مرتب کردن.
    ۲- به رشته نظم کشیدن.

      نسخه پیچیدن

      (~. دَ) [ ع – فا. ] (مص ل.)
      ۱- از روی نسخه پزشک دارو یا داروها را آماده کردن.
      ۲- دارو یا داروهای نسخه پزشک را از داروخانه گرفتن.

        پیمایش به بالا