مصدر

تن زدن

(تَ. زَ دَ) (مص ل.)
۱- خاموش شدن، سکوت کردن.
۲- خودداری کردن، امتناع کردن.

    تنازل

    (ت زُ) [ ع. ] (مص ل.)
    ۱- پیکار کردن.
    ۲- فرود آمدن.
    ۳- استعفا کردن.
    ۴- فروتنی کردن.

      تناسخ

      (تَ سُ) [ ع. ] (مص م.)
      ۱- یکدیگر را باطل ساختن.
      ۲- انتقال روح شخص مرده به بدن انسانی دیگر.

        تناسب

        (تَ سُ) [ ع. ] (مص ل.)۱ – نسبت و رابطه داشتن میان دو کسی یا دو چیز.
        ۲- مراعات النظیر، نام صنعتی است در شعر، و آن آوردن کلماتی است که با هم نسبت داشته باشند، مانند: اسب و زین، ماه و خورشید.

          پیمایش به بالا