مصدر

تمثل

(تَ مَ ثُّ) [ ع. ] (مص ل.)
۱- داستان زدن، مثال آوردن.
۲- شبیه چیزی شدن.
۳- قصاص گرفتن.

    تمحل

    (تَ مَ حُّ) [ ع. ] (مص ل.)
    ۱- حیله کردن.
    ۲- کسی را به تکلف انداختن.

      تمحیص

      (تَ) [ ع. ] (مص م.)
      ۱- آزمودن.
      ۲- پاکیزه کردن.
      ۳- کاستن.
      ۴- گوشت را از چربی و پی جدا کردن.

        تمادی

        (تَ) [ ع. ]
        ۱- (مص ل.) طول دادن، به درازا کشیدن.
        ۲- مداومت کردن بر کاری.

          پیمایش به بالا