مصدر

تلویح

(تَ) [ ع. ] (مص م.)
۱- اشاره کردن، با اشاره فهماندن.
۲- سخنی را در ضمن سخن دیگر به کنایه بیان داشتن.

    تلوین

    (تَ) [ ع. ] (مص م.)
    ۱- رنگ به رنگ کردن.
    ۲- اسلوب سخن را تغییر دادن و متنوع ساختن.
    ۳- غذاهای گوناگون حاضر کردن.

      تلون

      (تَ لَ وُّ) [ ع. ] (مص ل.) رنگ به رنگ گشتن، هر لحظه به رنگی درآمدن.

        تلمیح

        (تَ) [ ع. ] (مص م.)
        ۱- نگاه تند و آنی به چیزی افکندن.
        ۲- اشاره کردن.
        ۳- اشاره کردن شاعر در شعر به داستان یا مثلی مشهور یا آوردن اصطلاحات علمی در شعر.

          پیمایش به بالا