(دَ) (مص م.) یاری کردن، حمایت نمودن.
(ز دَ) (مص م.) نک. یازیدن.
(ر تَ) (مص ل.) توانستن، توانایی داشتن، از عهده برآمدن.
(کَ دَ) (مص م.) همراه نمودن.
(دَ) (مص م.) یافتن، پیدا کردن.
(وَ دَ) (مص م.) به خاطر آوردن، متذکر کردن.
(دَ) (مص م.) آموختن، آموزاندن.
(گ ِ ر ِ تَ) (مص م.) ۱- آموختن، ۲- حفظ کردن، از بر کردن.
(تَ) ۱- (مص م.) آختن، بیرون کشیدن. ۲- (مص ل.) قصد کردن. ۳- گراییدن، متمایل شدن.
(مَ دَ) (مص ل.) به خاطر آمدن.