مصدر

تفطن

(تَ فَ طُّ) [ ع. ] (مص ل.) دریافتن، با هوشیاری مطلبی را فهمیدن.

    تفکه

    (تَ فَ کُّ) [ ع. ] (مص ل.)
    ۱- میوه خوردن.
    ۲- شوخ بودن، شوخی کردن.
    ۳- لذت بردن.

      تفنن

      (تَ فَ نُّ) [ ع. ] (مص ل.)
      ۱- گوناگون شدن.
      ۲- به سرگرمی‌های مختلف مشغول شدن.

        تفریغ

        (تَ) [ ع. ] (مص م.)
        ۱- خالی کردن ظرف از آنچه در آن است.
        ۲- پرداختن و فراغت از کاری.

          پیمایش به بالا