مصدر

تفتن

(تَ تَ) [ ع. ] (مص ل.)
۱- گرم شدن. خشمناک گردیدن.
۲- گداخته شدن در آتش.

    تفتی

    (تَ فَ تّ) [ ع. ] (مص ل.)
    ۱- باز ایستادن دختر از لهو و بازی با کودکان.
    ۲- جوانمردی نمودن.
    ۳- ورزشکار بودن.

      تفتیت

      (تَ) [ ع. ]
      ۱- (مص م.) ریز ریز کردن، از هم پاشیدن.
      ۲- (مص ل.) شکسته و ریزه شده.

        تفانی

        (تَ) [ ع. ]
        ۱- (مص م.) یکدیگر را نابود کردن.
        ۲- (مص ل.) با هم نیست شدن.

          تفاوت

          (تَ وُ) [ ع. ] (مص ل.) از هم جدا و دور شدن، فرق و اختلاف دایمی داشتن.

            پیمایش به بالا