(تَ) [ ع. ] (مص م.) همسر گرفتن، جفت گرفتن.
(تَ وُ) [ ع. ] (مص ل.) ۱- با هم جفت و قرین شدن. ۲- زناشویی.
(تَ) [ ع. ] (مص م.) مکر کردن، فریب دادن.
(تَ یُ) [ ع. ] (مص ل.) زیاد شدن، افزون گشتن.
(تَ) [ ع. ] (مص م.) زیاد کردن، افزودن.
(تَ زَ زُ) [ ع. ] (مص ل.)جنبیدن، لرزیدن.
(تَ یِ) [ ع. ] (مص م.) ۱- ناخالص کردن مسکوک. ۲- کوچک کردن. ۳- مردود گردانیدن.
(تَ زَ مُّ) [ ع. ] (مص ل.) در جامه پیچیده شدن.
(تَ) [ ع. ] (مص م.) زینت دادن، زیور کردن.
(تَ زَ هُّ) [ ع. ] (مص ل.) زهد ورزیدن، پارسا شدن.