مصدر

تحتم

(تَ حَ تُّ) [ ع. ] (مص ل.)
۱- لازم گشتن.
۲- چیزی را بر خود واجب کردن.
۳- شادمانی کردن.

    تحجم

    (تَ حَ جُّ) [ ع. ] (مص ل.)
    ۱- بیرون برآمدن هرچیز.
    ۲- حجامت کردن.
    ۳- برآمدن پستان.

      تحامل

      (تَ مُ) [ ع. ] (مص ل.)
      ۱- رنج کار سختی را پذیرفتن.
      ۲- بیش از توان کسی از او کار کشیدن.
      ۳- مشقت، رنج.

        پیمایش به بالا