مصدر

تجزیه

(تَ یِ) [ ع. تجزیه ] (مص م.)
۱- جزء جزء کردن چیزی، پاره‌های یک جسم مرکب را از هم جدا کردن.
۲- تحلیل مفردات عبارت‌ها و جمله‌ها طبق قواعد صرف، بدون در نظر گرفتن رابطه و ترکیب آن‌ها (دستور).
۳- تبدیل یک جسم به چند جسم ساده تر مانند ت بدیل آب به آکسیژن و ئیدروژن.

    تجرد

    (تَ جَ رُّ) [ ع. ] (مص ل.) ج. تجردات.
    ۱- زن نداشتن.
    ۲- پیراستن.
    ۳- برهنه گردیدن.

      تجرع

      (تَ جَ رُّ) [ ع. ] (مص ل.)
      ۱- جرعه جرعه نوشیدن آب یا…
      ۲- فرو خوردن خشم.

        تجرم

        (تَ جَ رُّ) [ ع. ] (مص ل.)
        ۱- گذشتن، به سر آمدن.
        ۲- گناه کردن.

          تجری

          (تَ جَ رِّ) [ ع. تجرء ] (مص ل.)
          ۱- دلیری کردن، شجاعت.
          ۲- نافرمانی، سرپیچی.

            تجذیر

            (تَ) [ ع. ] (مص م.)
            ۱- از ریشه کندن، بریدن.
            ۲- عددی را در خود ضرب کردن.

              پیمایش به بالا