(دَ) (مص م.) نک تاراج.
(دَ) (مص م.) ۱- دور کردن. ۲- ترسانیدن.
(دَ) (مص م.) نک تاراندن.
(زَ دَ) (مص م.) مبادله کردن چیزی با چیز دیگر.
(کَ دَ) (مص ل.) ۱- دویدن، تازیدن. ۲- دواندن اسب.
(تَ) (مص ل.) ۱- تند رفتن، دویدن. ۲- هجوم کردن. ۳- غارت کردن.
(شُ دَ) (مص ل.) تیره شدن، تاریک گشتن.
(~. شُ دَ) (مص ل.) از هم پاشیده شدن.
(~.) (مص ل.) ۱- درخشیدن. ۲- گرم شدن.
(تَ اَ بّ) [ ع. ] (مص م.) کسی را به پدری گرفتن.