مصدر

مناهزت

(مُ هِ زَ) [ ع. مناهزه ] (مص ل.)
۱- نزدیک شدن به هم.
۲- فرصت یافتن و غنیمت شمردن.
۳- پیش آمدن شکار را.

    مناهضت

    (مُ هِ ضَ) [ ع. مناهضه ] (مص ل.) برابری کردن در جنگ، مقاومت نمودن با هم.

      مناغات

      (مُ) [ ع. مناغاه ] (مص ل.)
      ۱- مغازله کردن با زنان.
      ۲- معارضه کردن با کسی.
      ۳- خوش زبانی کردن با کسی و مسرور کردن او را.

        منافات

        (مُ) [ ع. منافاه ] (مص ل.)
        ۱- یکدیگر را راندن و دور کردن.
        ۲- مخالفت، ضدیت.

          منافثت

          (مُ فِ ثَ) [ ع. منافثه ]
          ۱- (مص ل.) زیرگوشی گفتن.
          ۲- با هم صحبت کردن،
          ۳- پچ پچ کردن.

            منافرت

            (مُ فِ رَ) [ ع. منافره ] (مص ل.)
            ۱- در اصل و نسب به هم فخر کردن.
            ۲- از هم نفرت داشتن.

              پیمایش به بالا