ایهام
[ ع. ] (مص م.)
۱- به شک و گمان انداختن.
۲- آوردن کلمهای که دارای دو معنی باشد: یکی نزدیک و دیگری دور. و ذهن شنونده ابتدا به طرف معنی نزدیک برود و سپس به معنی دور که مقصود گویندهاست متوجه شود. ج. ایهامات.
[ ع. ] (مص م.)
۱- به شک و گمان انداختن.
۲- آوردن کلمهای که دارای دو معنی باشد: یکی نزدیک و دیگری دور. و ذهن شنونده ابتدا به طرف معنی نزدیک برود و سپس به معنی دور که مقصود گویندهاست متوجه شود. ج. ایهامات.
[ ع. ] (مص م.)
۱- تمام گرفتن عامل خراج را.
۲- دادن خراج به پادشاه در نهان و فرار از عمال آن.
۳- بخشیدن پادشاه زمینی را به شخصی بدون خراج.