مصدر

مقابله

(مُ بِ لَ یا لِ) [ ع. مقابله ] (مص م.)
۱- دو چیز را با هم برابر کردن.
۲- تلافی کردن.
۳- مقایسه کردن نسخه‌های یک متن با یکدیگر. ؛ ~به مثل رفتار همسان در پاسخ به رفتار دیگری.

    مقاسمه

    (مُ سَ مَ یا س مِ) [ ع. مقاسمه ]
    ۱- (مص م.) چیزی را با هم تقسیم کردن، چیزی را با یکدیگر بخش کردن.
    ۲- در فارسی تشخیص مقدار مالیات دیوان به وسیله تعیین سهم معینی از محصول.

      مقارعت

      (مُ رِ عَ)
      ۱- (مص م.) واکوفتن دلیران یکدیگر را.
      ۲- (مص ل.) قرعه انداختن با یکدیگر.

        مقارنت

        (مُ رَ نَ) [ ع. مقارنه ] (مص ل.)
        ۱- به هم نزدیک شدن.
        ۲- اجتماع دو ستاره در یک برج.

          پیمایش به بالا