اقحاط
(اِ) [ ع. ] (مص ل.) به تنگی افتادن، در قحط شدن.
(اِ تِ) [ ع. ] (مص ل.)
۱- بدون اندیشه دست به کاری زدن.
۲- خود را در سختی انداختن. ج. اقتحامات.
(اِ تِ) [ ع. ] (مص م.)
۱- گرفتن، اخذ کردن.
۲- آموختن.
۳- آوردن آیهای از قرآن یا حدیثی در نظم و نثر.
۴- گرفتن مطلب از کتاب یا رسالهای.