مصدر

محابا

(مُ) [ ع. محاباه ] (مص ل.)
۱- ترس، پروا، احتیاط، ملاحظه، طرفداری.
۲- کسی یا چیزی را ویژه خود ساختن.

    مجمجه

    (مَ مَ جِ) [ ع. مجمجمه ] (مص م.)
    ۱- درست و رسا بیان نکردن خبر، پچپچه.
    ۲- بدون نقطه و اِعراب نوشتن کتاب.

      مجاوزت

      (مُ وَ زَ)(مص ل.)۱ – از جایی گذشتن.
      ۲- عقب انداختن کسی را و گذشتن از وی.

        مجاملت

        (مُ مَ لَ) [ ع. مجامله ] (مص ل.)
        ۱- خوش رفتاری کردن.
        ۲- چرب زبانی کردن.

          پیمایش به بالا