(~. گُ تَ) [ ع – فا. ] (مص ل.) بیهوده گفتن، سخن باطل گفتن.
(لَ دَ) (مص م.) لیز دادن، سر دادن.
(لَ دَ) (مص م.) لغزاندن.
(~. کَ دَ) [ معر – فا. ] (مص م.) قرمز کردن.
(لَ طْ) [ ع. ] (مص م.) سیلی زدن.
(لِ) [ ع. ] (مص م.) یکدیگر را لعن و نفرین کردن.
(~. خُ دَ) [ ع – فا. ] (مص ل.) ۱- سیلی خوردن. ۲- صدمه دیدن، زیان دیدن.
(لِ تَ) (مص م.) لیسیدن، لیس زدن.
(لَ صْ) [ ع. ] (مص م.) ۱- چسبانیدن. ۲- پیوند دادن، لحیم کردن.
(لِ) [ ع. ] (مص م.) تپانچه زدن یکدیگر را.