پرش به محتوا
لغتنامه فارسی آموزی
لغتنامه فارسی آموزی
اسم
بیرزد
(زَ) (اِ.) = بارزد. پیرژد. بیرزه. بیرزی. بارزد: براده فلزات.
→
عبارت قبل
عبارت بعد
←
پیمایش به بالا