پرش به محتوا
لغتنامه فارسی آموزی
لغتنامه فارسی آموزی
صفت
خستو
(خَ) (ص.) مقر، معترف. ج. خستوان.
→
عبارت قبل
عبارت بعد
←
پیمایش به بالا